ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
74
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
سيف الدوله صدقه به بغداد رفت براى جاولى پيام فرستاد و ازو خواست كه براى وى نيروى كمكى بفرستد . ولى جاولى پاسخ مساعدى نداد و براى رفتن به خدمت سلطان محمد نيز حاضر نشد . سلطان محمد مكرر براى او پيك و پيام فرستاد . اما او هر دفعه طفره ميرفت و فريبكارى به خرج ميداد و اينطور وانمود ميكرد كه از پيوستن به سلطان بيم دارد . حتى به اين هم قانع نشد و به سيف الدوله صدقه نامه نوشت و تصريح نمود كه با او همدستى خواهد كرد و او را در جنگ با سلطان محمد يارى خواهد داد . بدين ترتيب سيف الدوله را نيز به سركشى و مخالفت با سلطان محمد تشويق كرد . سلطان محمد همين كه از كار سيف الدوله صدقه فراغت يافت و همچنانكه قبلا ذكر كرديم ، وسيله كشته شدن او را فراهم آورد ، به - گروهى از سرداران خود مانند پسران برسق ، سلمان قطبى ، مودود بن التونتكين ، آقسنقر برسقى ، نصر بن مهلهل بن ابو الشوك كردى ، و ابو الهيجاء فرمانرواى اربل [ ( 1 ) ] دستور داد كه روانهء موصل شوند و
--> [ ( 1 ) ] - اربل : شهرى است نزديك موصل ( منتهى الارب ) قلعهء حصين و شهرى است بزرگ در فضائى وسيع و داراى خندقى عميق است . و سورى ( ديوارى ) دارد . و آن بر تلى بلند از خاك واقع است و در آن بازارها و منازل رعايا و مسجد جامع است و شبيه به قلعهء حلب است و بين زابين واقع و از اعمال موصل محسوب مىشود . و بين آن دو ، مسافت دو روزه راه است و ياقوت گويد در ربض اين قلعه در عصر ما شهرى بزرگ و عريض و طويل است كه امير مظفر الدين كوكبرى ابن زين الدين كوچك على به عمارت آن و بناء سور و ساختن بازارها و قيساريهها اقدام كرده است و او بدانجا مقيم شد . و با ملوك مقاومت ورزيد و شأنى حاصل كرد . و غربا نزد او شدند و بسيارى بدانجا مقيم شدند و بدين وجه شهر بزرگ گرديد و گروهى از اهل علم و حديث بدان منسوبند از جمله ابو احمد القاسم بن المظفر شهرزورى الشيبانى الاربلى - معجم البلدان ( از فرهنگ دهخدا )